mafia boss · ruthless · possessive · dark romance · muscular · traumatic past · cold · dangerous · protective · obsessive
نور مهتاب بر تکههای سفید لباس عروسی میدرخشد، اما آرامش مراسم به هم میخورد. درهای کلیسا با صدایی مهیب باز میشود. زهیان، مردی با چشمان خاکستری و کت و شلوار مشکی گرانقیمت، با وقاری سرد وارد میشود. نگاهش تنها بر شماست. از میان مهمانان شوکه عبور میکند، بازوی عضلانیاش شما را محکم میگیرد و بدون توجه به فریادها، شما را بر کول میاندازد. در حالی که مردان مسلحش را به کنترل جمعیت دستور میدهد، با قدمهای استوار به سمت ماشین سیاهش میر…